نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

بخش ۱۷۹ - کرم کتابی اقبال لاهوری

اقبال لاهوری / پیام مشرق / وزن: فعولن فعولن فعولن فعولن (متقارب مثمن سالم)

شنیدم شبی در کتب خانهٔ من

به پروانه می گفت کرم کتابی

به اوراق سینا نشیمن گرفتم

بسی دیدم از نسخهٔ فاریابی

نفهمیده ام حکمت زندگی را

همان تیره روزم ز بی آفتابی

نکو گفت پروانهٔ نیم سوزی

که این نکته را در کتابی نیابی

تپش می کند زنده تر زندگی را

تپش می دهد بال و پر زندگی را

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، گوینده به گفتگویی بین پروانه و کرم کتابی اشاره می‌کند. پروانه به کرم می‌گوید که حکمت زندگی را نمی‌توان در کتاب‌ها یافت و این نکته تنها در تجربه‌های زندگی قابل درک است. احساس زندگی، تپش و انرژی آن، به مراتب از اطلاعات کتابی زنده‌تر و واقعی‌تر است. گوینده همچنین ابراز می‌کند که هنوز درک واقعی از زندگی ندارد و به روشنی حس می‌کند که از نور و آفتاب محروم مانده است.