بخش ۱۸۲ - حکمت و شعر اقبال لاهوری
اقبال لاهوری / پیام مشرق / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
بوعلی اندر غبار ناقه گم
دست رومی پردهٔ محمل گرفت
این فرو تر رفت و تا گوهر رسید
آن بگردابی چو خس منزل گرفت
حق اگر سوزی ندارد حکمت است
شعر میگردد چو سوز از دل گرفت
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
شعر درباره بوعلی سینا و در میانهٔ سفرش به خواب و خیال میپردازد. در این بخش، بوعلی در حالی که غرق افکار و غبار درونیاش است، با دستان رومی پردهٔ محمل را میگیرد و در جستجوی حقیقت و گوهر وجودش، به عمق اندیشههایش میرسد. شاعر به سوز و شعور درونی اشاره میکند و میگوید که حق و حقیقت، حکمت است و شعر، به عنوان ابزاری برای بیان این سوز دل، در حرکت است.