نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

بخش ۱۹۹ - زندگی و عمل در جواب هاینه موسوم به «سؤالات» اقبال لاهوری

اقبال لاهوری / پیام مشرق / وزن: مفتعلن فاعلن مفتعلن فاعلن (منسرح مطوی مکشوف)

ساحلِ افتاده گفت گرچه بسی زیستم

هیچ نه معلوم شد آه که من چیستم

موجِ ز خود رفته‌ای تیز خرامید و گفت

هستم اگر می‌روم گر نروم نیستم

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

شاعر در این شعر به دریا و موج‌ها اشاره می‌کند. او بیان می‌کند که با وجود زندگی طولانی‌اش، هنوز نمی‌داند که کیست. موج به او پاسخ می‌دهد و می‌گوید که اگرچه در حال حرکت است، اما وجودش وابسته به این حرکت نیست و اگر نرود، همچنان هست. این شعر به عمق وجود و هویت انسان و ارتباط آن با زندگی و حرکت می‌پردازد.