بخش ۲۰۳ - بهشت اقبال لاهوری
اقبال لاهوری / پیام مشرق / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
کجا این روزگاری شیشه بازی
بهشت این گنبد گردان ندارد
ندیده درد زندان یوسف او
زلیخایش دل نالان ندارد
خلیل او حریف آتشی نیست
کلیمش یک شرر در جان ندارد
به صرصر در نیفتد زورق او
خطر از لطمهٔ طوفان ندارد
یقین را در کمین بوک و مگر نیست
وصال اندیشهٔ هجران ندارد
کجا آن لذت عقل غلط سیر
اگر منزل ره پیچان ندارد
مزی اندر جهانی کور ذوقی
که یزدان دارد و شیطان ندارد
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به نقد وضعیت کنونی انسانها و دنیای مدرن میپردازد. شاعر از فقدان زیباییهای واقعی و عمیق صحبت میکند و اشاره میکند که در جایی که شیشه بازی میشود (نماد تلخی و فریب انسانها)، بهشت یا آرامش وجود ندارد. او به درد و رنجها، عشق ناکام و دوری از حقایق اشاره کرده و میگوید که در دنیای امروز، لذت و حقیقت به زوال رفتهاند. در نهایت، شاعر به تضاد بین خوبی (یزدان) و بدی (شیطان) اشاره میکند و میگوید که در این دنیا، ذوق و عقل واقعی وجود ندارد.