نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

بخش ۲۲۱ - خیز و نقاب بر گشا پردگیان ساز را اقبال لاهوری

اقبال لاهوری / پیام مشرق / وزن: مفتعلن مفاعلن مفتعلن مفاعلن (رجز مثمن مطوی مخبون)

خیز و نقاب بر گشا پردگیان ساز را

نغمهٔ تازه یاد ده مرغ نوا طراز را

جاده ز خون رهروان تختهٔ لاله در بهار

ناز که راه میزند قافله نیاز را

دیدهٔ خوابناک او گر به چمن گشوده ئی

رخصت یک نظر بده نرگس نیم باز را

حرف نگفتهٔ شما بر لب کودکان رسید

از من بی زبان بگو خلوتیان راز را

سجدهٔ تو بر آورد از دل کافران خروش

ایکه دراز تر کنی پیش کسان نماز را

گرچه متاع عشق را عقل بهای کم نهد

من ندهم به تخت جم آه جگر گداز را

برهمنی به غزنوی گفت کرامتم نگر

تو که صنم شکسته ئی بنده شدی ایاز را

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر اشاره به عشق و زیبایی دارد و به تحسین معشوق و عواطف عمیق انسانی می‌پردازد. شاعر از معشوق می‌خواهد که خود را نشان دهد و نغمه‌ای تازه سر دهد. او به رنج‌ها و قربانی‌های عاشقان اشاره می‌کند و از نور دیدگان معشوق سخن می‌گوید. همچنین به رازهایی که در دل نهفته است، اشاره دارد و اهمیت سجده و عشق را در مقایسه با خواسته‌های دنیا بیان می‌کند. در نهایت، شاعر به ارزش عشق و جاذبه‌های معنوی اشاره می‌کند و از محبت خود به معشوق سخن می‌گوید.