نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

بخش ۲۲۴ - صورت نپرستم من بتخانه شکستم من اقبال لاهوری

اقبال لاهوری / پیام مشرق / وزن: مفعول مفاعیلن مفعول مفاعیلن (هزج مثمن اخرب)

صورت نپرستم من بتخانه شکستم من

آن سیل سبک سیرم هر بند گسستم من

در بود و نبود من اندیشه گمانها داشت

از عشق هویدا شد این نکته که هستم من

در دیر نیاز من در کعبه نماز من

زنار بدوشم من تسبیح بدستم من

سرمایه درد تو غارت نتوان کردن

اشکی که ز دل خیزد در دیده شکستم من

فرزانه به گفتارم دیوانه به کردارم

از باده شوق تو هشیارم و مستم من

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

شاعر در این ابیات به ابراز عشق و رابطه عمیق خود با معشوق می‌پردازد. او از شکستن بت‌خانه‌ها و رهایی از قید و بندها سخن می‌گوید و بیان می‌کند که عشقش او را به وجود آورده و مانع از نگرانی‌های فانی شده است. در درون معابد و مکان‌های معنوی، او در جستجوی عشق و ارتباط با معشوق است. احساسات عمیق او را تحت تأثیر قرار داده و می‌گوید که هیچ کس نمی‌تواند درد عشق او را غارت کند. در نهایت، او به تقابل میان عقل و دیوانگی اشاره می‌کند و بیان می‌دارد که از عشق معشوق به نوعی هشیاری و مستی دست یافته است.