بخش ۲۲۹ - بیار باده که گردون بکام ما گردید اقبال لاهوری
اقبال لاهوری / پیام مشرق / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
بیار باده که گردون بکام ما گردید
مثال غنچه نواها ز شاخسار دمید
خورم بیاد تنک نوشی امام حرم
که جز به صحبت یاران رازدان نچشید
فزون قبیلهٔ آن پخته کار باد که گفت
چراغ راه حیات است جلوهٔ امید
نوا ز حوصلهٔ دوستان بلند تر است
غزل سرا شدم آنجا که هیچکس نشنید
عیار معرفت مشتری است جنس سخن
خوشم از آنکه متاع مرا کسی نخرید
ز شعر دلکش اقبال میتوان در یافت
که درس فلسفه میداد و عاشقی ورزید
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به مفهوم شادمانی و لذت از زندگی اشاره دارد. شاعر دعوت به نوشیدن میکند و لحظات خوش با دوستان را ارزشمند میداند. او به یاد امام و محافل دوستانه اشاره میکند و بر اهمیت امید و عشق در زندگی تأکید میکند. شاعر همچنین به علم و معرفت اشاره دارد و بیان میکند که هرچه معرفت بیشتر باشد، ارزش سخن نیز بالاتر میرود. در نهایت، او بر این باور است که شعر و عاشقی درسهای مهمی برای زندگی ارائه میدهند.