نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

بخش ۲۴۸ - نه تو اندر حرم گنجی نه در بتخانه می‌آیی اقبال لاهوری

اقبال لاهوری / پیام مشرق / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)

نه تو اندر حرم گنجی نه در بتخانه می‌آیی

ولیکن سوی مشتاقان چه مشتاقانه می‌آیی

قدم بی‌باک‌تر نه در حریم جان مشتاقان

تو صاحبخانه‌ای آخر چرا دزدانه می‌آیی

به غارت می‌بری سرمایهٔ تسبیح‌خوانان را

به شبخون دل زناریان ترکانه می‌آیی

گه صد لشکر انگیزی که خون دوستان ریزی

گهی در انجمن با شیشه و پیمانه می‌آیی

تو بر نخل کلیمی بی‌محابا شعله می‌ریزی

تو بر شمع یتیمی صورت پروانه می‌آیی

بیا اقبال جامی از خمستان خودی در کش

تو از میخانهٔ مغرب ز خود بیگانه می‌آیی

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

شاعر در این شعر به حضور معشوق در دل مشتاقان اشاره می‌کند و از او خواسته که به طور مستقیم و بی‌محابا به سوی آنان بیاید. او تردید دارد که چرا معشوق به طور پنهانی و دزدانه وارد می‌شود. شاعر از غارت عشق و شور مشتاقان و تأثیرات جان‌سوزی که معشوق بر دل آن‌ها دارد، سخن می‌گوید. همچنین او به تضاد میان وجود معشوق و رنج‌هایی که برای عاشقان به وجود می‌آورد، اشاره می‌کند. در پایان، شاعر از معشوق می‌خواهد که جام می را از میخانه بیاورد و خود را در میخانه مغرب فراموش نکند.