بخش ۲۵۰ - مثل آئینه مشو محو جمال دگران اقبال لاهوری
اقبال لاهوری / پیام مشرق / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
مثل آئینه مشو محو جمال دگران
از دل و دیده فرو شوی خیال دگران
آتش از نالهٔ مرغان حرم گیر و بسوز
آشیانی که نهادی به نهال دگران
در جهان بال و پر خویش گشودن آموز
که پریدن نتوان با پر و بال دگران
مرد آزادم و آن گونه غیورم که مرا
میتوان کُشت به یک جام زلال دگران
ای که نزدیکتر از جانی و پنهان ز نگه
هجر تو خوشترم آید ز وصال دگران
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به خودآگاهی و استقلال اشاره میکند و تأکید میکند که نباید در زیبایی دیگران غرق شد و باید بر روی خودمان تمرکز کنیم. او به دیگران هشدار میدهد که احساسات و آرزوهایشان را فدای دیگران نکنند و به زندگی و آزادی خود اهمیت بدهند. همچنین، او به ارتباط عمیق و خاص خود با معشوقهاش اشاره کرده و بیان میکند که حتی دوری از او برایش دلپذیرتر از نزدیکی به دیگران است. در نهایت، شاعر بر اهمیت هویت و عزت نفس تأکید دارد و از نیاز به وابستگی به دیگران پرهیز میکند.