بخش ۲۸۱ - خطاب به انگلستان اقبال لاهوری
اقبال لاهوری / پیام مشرق / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
مشرقی باده چشیده است ز مینای فرنگ
عجبی نیست اگر توبهٔ دیرینه شکست
فکر نوزادهٔ او شیوهٔ تدبیر آموخت
جوش زد خون به رگ بندهٔ تقدیر پرست
ساقیا تنگ دل از شورش مستان نشوی
خود تو انصاف بده اینهمه هنگامه که بست؟
«بوی گل خود به چمن راه نما شد ز نخست
ورنه بلبل چه خبر داشت که گلزاری هست»
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر درباره عشق و شوق زندگی است. شاعر به تأثیرات عشق و زیباییها اشاره میکند و از شکستن توبه و رهایی از محدودیتها سخن میگوید. همچنین به نقش ساقی و شور و شوق مستان در ایجاد هیجان و جنبش اجتماعی اشاره میشود. در نهایت، شاعر به زیباییهای طبیعت و آگاهی از آنها میپردازد، که ممکن است از آغاز وجود داشته باشد بدون اینکه بلبل (نماد عشق) از آن آگاه باشد.