شمارهٔ ۴۱ - پیام به شیرازیان ایرج میرزا
ایرج میرزا / قطعهها / وزن: مفعول فاعلاتن مفعول فاعلاتن (مضارع مثمن اخرب)
استاد کُلّ فی الکُلّ شوریده است در شعر
تنها نه من بر آنم مَردُم همه بر آنند
از اهل ذوق شیراز خواهم که گاه گاهی
با خوبرو نگاری چون کامِ دل برانند
هر عضو او که بینند از عضو دیگرش به
زان عضو بوسهای چند بر یاد من ستانند
وان گاه با سه انگشت آن لذت از لب خویش
گیرند و رو به تهران از بهر من پَرانند
ذرات آسمانی، این هدیهٔ روان را
زان جا که باز گیرند در قلب من نشانند
تا من به ذوق آیم شعر و غزل بخوانم
خوبانِ شعر باید قدر مرا بدانند
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به عشق و هنر اشاره دارد و بیان میکند که نه تنها شاعر، بلکه همه مردم نیز در شور و شوق شعر و زیبایی غرق هستند. شاعر از اهل ذوق شیراز میخواهد تا گاهبهگاه با زیباییهای خود، دلش را شاد کنند و برای او از عشق و زیبایی خود یادآوری کنند. او از آنها میخواهد تا با بوسههایی از اعضای خود و ارسال لذتی از لبهایشان، یاد او را زنده کنند. در پایان، شاعر میخواهد که با این یادآوریها، دلش به سرایش شعر و غزل بچسبد و شاعران دیگر نیز ارزش او را درک کنند.