نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۹ - شوقِ درس خواندن ایرج میرزا

ایرج میرزا / مثنوی‌ها / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)

حمد بر کردگارِ یکتا باد

که مرا شوقِ درس خواندن داد

آشنا کرد چشمِ من به کتاب

داده توفیقِ خیرم از هر باب

در سرِ من هوایِ درس نِهاد

در دلِ من مَحَبَّتِ اٌستاد

پدرم را عَطا نٌمود حَیات

تا کند صرفِ کارِ من اوقات

مادرم را تَناوَری بخشید

مِهرِ فرزند پروری بخشید

هر دو مقدورِ خود به کار آرند

تا مرا درس خوان به بار آرند

عشق باشد به درس و مشق مرا

نبود جز به این دو عشق مرا

درس و مشقم چو ناتمام بٌوَد

بازی از بهرِ من حرام بٌوَد

در سرِ کارهایِ بی مصرف

نکنم هیچ وقتِ خویش، تلف

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

شاعر در این متن به ستایش خداوند می‌پردازد که او را به یادگیری و مطالعه علاقه‌مند کرده و چشمش را به کتاب باز کرده است. او از محبت و حمایت والدینش سخن می‌گوید و تأکید می‌کند که پدر و مادرش تمام تلاش خود را می‌کنند تا او به موفقیت برسد. شاعر عشق به درس و مشق را همچون چیزی حیاتی می‌داند و تأکید می‌کند که نباید وقت خود را به کارهای بی‌فایده تلف کند. در اینجا، درس و علم به عنوان اولین و تنها عشق او مطرح می‌شود.