نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۲۳ - در هجوِ اعتمادالتجارِ اصفهانی ایرج میرزا

ایرج میرزا / مثنوی‌ها / وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)

ای بی‌خرد اعتمادِ تُجّار

دست از حرکات زشت بردار

تو تاجری ای عَنَم به ریشت

بی خود مبر اعتماد خویشت

ای صارم دولت شهنشاه

هستی تو از این قضیه آگاه

بودند شبی معاشران جمع

با یک دو سه خوب روی چون شمع

آن سیّد خر درآمد از در

گردید به بوستان سر خر

از من بِستد دو بیست تومان

تا آرد فرستَد از صفاهان

از من ستد و ضعیفه را داد

هم بنده و هم ضعیفه را گاد!

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به تجار و بازرگانان هشدار می‌دهد که از رفتارهای زشت و اخلاقی ناپسند خود دست بردارند. او به تاجری که در وضعیتی نامناسب قرار دارد، اشاره می‌کند و از او می‌خواهد که به اشتباهات خود توجه کند. داستانی از شب‌هایی که جمعی از دوستان خوش‌روی دور هم بودند، نیز روایت می‌شود. یکی از شخصیت‌ها به نام "سید خر" دو بیست تومان از شاعر می‌گیرد تا چیزی از صفاهان بیاورد و در این میان به توهین و تحقیر اشاره می‌شود. در کلیت، شعر نشان‌دهنده نارضایتی از رفتارهای ناپسند و نیاز به اصلاح آن‌ها در جامعه است.