شمارهٔ ۲۴ - ستایشِ صنیع الدّوله ایرج میرزا
ایرج میرزا / مثنویها / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
طبیعت گر شَگَرفی ها نَماید
شِگفتی بر شگفتی ها فزاید
گهی بینی که اندر گُلخَنی زشت
که هست آکنده از خار و خس و خشت
یکی لاله دمیده سرخ و دلکش
که دیده گردد از دیدار آن خوش
گهی در وادی پر خار و پر سنگ
به خار و سنگ حامِل چند فرسنگ
بیابی اتفاقا چشمهٔی خُرد
که جان باید از او چون تشنه ای خورد
گهی بالای کوهی صعب و بی آب
در آن از رُستنی ها جمله نایاب
درختی سایه گستر رُسته بینی
رَسی در سایه اش راحت نشینی
صنیع الدوله هم در دوره ما
یکی بود از شگفتی هایِ دُنیا
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به زیباییهای طبیعی و شگفتیهای آن اشاره دارد. شاعر بیان میکند که در میان مناظر زشت و پر از خار و سنگ، گاهی یک گل زیبا یا چشمهای کوچک پیدا میشود که جان تازهای به انسان میبخشد. همچنین، در اوج کوههای سخت، درختی که سایه و آرامش فراهم میکند وجود دارد. در نهایت، شاعر به "صنیع الدوله" که یکی از شگفتیهای زمان خود بوده اشاره میکند و نشان میدهد که در هر دورهای شگفتیهای خاص خود وجود دارد.