نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۲۷ - قبلۀ آمال ایرج میرزا

ایرج میرزا / مثنوی‌ها / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مسدس مخبون محذوف)

حاجیان رَخت چو از مکه برند

مدّتی در عقب سر نِگَرَند

تا به جایی که حرم در نظر است

چشم حُجاج به دنبال سر است

من هم از کوی تو گر بستم بار

باز با کوی تو دارم سر و کار

چشمِ دل سوی تو دارم شب و روز

چشم بر کوی تو دارم شب و روز

تو صنم قبله آمال منی

چون کنم صرف نظر ؟ مال منی

روی رخشنده تو قبله ماست

مَردُمِ دیده ما قبله نُماست

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر اشاره به احساسی عمیق و عاطفی دارد که حاجیان در هنگام بازگشت از مکه نسبت به حرم و کعبه دارند. آنها تا زمانی که حرم از نظرشان دور نشود، به آن نگاه می‌کنند. شاعر نیز به عشق و yearning به معشوق خود اشاره می‌کند و می‌گوید که همیشه چشم او به سوی محبوبش است و این عشق برای او به اندازه‌ی کعبه مقدس است. او معشوق را به عنوان قبله و هدف زندگی‌اش می‌داند و نمی‌تواند به سادگی از او صرف نظر کند.