نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۳۰ - دو قوچِ جنگی ایرج میرزا

ایرج میرزا / مثنوی‌ها / وزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه)

چه خواهند از جان هم این دو قوچ

که جنگیده با هم سر هیچ و پوچ

چرا تشنه خون هم گشته‌اند

نه میراث بَر ، نه پدر کُشته‌اند

نه این خورده آن دیگری را عَلَف

نه آن کرده آبِشخورِ این تلف

جهان صلح بود و صفا سر به سر

نبود ار دو بر هم زنِ بَد سِیَر

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به جنگ و جدال بی‌مورد دو قوچ اشاره دارد که بدون دلیل و به خاطر هیچ، با یکدیگر می‌جنگند. شاعر می‌پرسد چرا این دو قوچ به خونریزی روی آورده‌اند، در حالی که نه برای میراث می‌جنگند و نه پدرانشان را کشته‌اند. در واقع، جنگ آن‌ها بی‌معنی و بی‌هدف است و در جهان می‌توانست صلح و صفا حاکم باشد. این شعر بر بی‌خود بودن جنگ‌ها و نزاع‌های انسانی تأکید دارد.