نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

بخش ۳ - در ستایش خرد ایرانشان

ایرانشان ابن ابی الخیر / کوش‌نامه / وزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه)

چو همراه دانش نباشد خرد

نه نیک آید از دانش تو نه بد

وز آن پس دلی شسته باید ز راز

رسیده بدو راز یزدان فراز

هنر کرده در زیر او بیخ سخت

زده شاخ چون نوبهاران درخت

خرد رهبر و هوش و آرام، یار

رسیده بدو، نیک آموزگار

هوا دور از او گشته و خشم و کین

که را دیده ای با دلی این چنین؟

نبینی که را از خرد مایه نیست

سپردن بدو گنج پیرایه نیست

سپاه خرد را سخن پیشرو

که زاید همی از سخن نو به نو

خرد کرد اندر سخن‌ها پدید

سخن دان تو بند خرد را کلید

سخن کز ره دانش آید برون

چو خرسند هرگه بود بر فزون

خرد هدیهٔ کردگار است نیز

مرا بازگو کز خرد بِهْ چه چیز

خرد جوشن آمد تن مرد را

خرد داروی آمد همه درد را

خرد دور دارد ز تو کار دیو

خرد بشکند تیز، بازار دیو

خرد نور آمد میان دو تن

روان است یکی و دگر دم‌زدن

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این متن به اهمیت خرد و دانش اشاره دارد و بیان می‌کند که اگر خرد با دانش همراه نباشد، هیچ‌کدام از آن‌ها به نیکویی یا بدی نمی‌انجامند. خرد به عنوان راهنما و هوش، به انسان آرامش می‌دهد و او را به آموختن و درک بهتر امور کمک می‌کند. وجود خرد می‌تواند انسان را از خشم و کینه دور کند و او را از مشکلات دور نگه دارد. خرد مانند یک زره، انسان را در برابر آسیب‌ها محافظت می‌کند و به عنوان دارویی برای تمامی دردها عمل می‌کند. در اینجا تأکید می‌شود که خرد، نور و روشنایی است که در زندگی افراد جاری است و دو تن را به هم نزدیک می‌کند.