شمارهٔ ۱۰۴۱ جهان ملک خاتون
جهان ملک خاتون / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
بخت اگر یاری دهد یارش کنم
همچو خود در عشق غمخوارش کنم
گر به جانی برنیاید وصل او
من جهان را در سر کارش کنم
در سماعی گر درآید قدّ او
هرچه دارم جمله ایثارش کنم
بخت من در خواب غفلت تا به کی
وقت آن آمد که بیدارش کنم
همچو طوطی چون درآید در سخن
گوش دل بر لفظ و گفتارش کنم
گر خرامد سوی ما آن سروقد
جان فدای راه و رفتارش کنم
من به بند زلف آن دلبر دلم
گر تو میخواهی گرفتارش کنم
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر از عشق و دلبستگی خود به معشوق سخن میگوید. او میخواهد اگر بختش یاری کند، معشوق را خوشحال و غمخوارش کند. همچنین، او آمادگی دارد که برای وصال معشوق هر کاری بکند، حتی اگر این به قیمت جانش تمام شود. شاعر در انتظار بیدار شدن بختش است و میخواهد معشوق را به زندگیاش وارد کند. او نسبت به زیبایی و شخصیت معشوقش احساس عمیقی دارد و آماده است تا برای او فدای هر چیزی شود. در نهایت، او به تمایل خود برای در بند کشیدن معشوق نیز اشاره میکند.