نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۰۶ جهان ملک خاتون

جهان ملک خاتون / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)

ما را ز قد سرو تو ای دوست ثمرهاست

واندر دل ما آ که ز مهر تو شجرهاست

یک شب گذری کن به من خسته و بنگر

کآه دل ما در غم عشقت به سحرهاست

از حسرت شیرین لبت، ای کام دل من

فرهاد صفت گشته به کوه و به کمرهاست

از آه من خستهٔ درویش بیندیش

زیرا که دعا را ز سر سوز اثرهاست

از هدهد اگر حال سبا باز بپرسی

ای دل تو چه دانی که از آنجا چه خبرهاست

یارب تو بساز از کرمت کار جهان را

کاندر ره الطاف تو ای دوست کرمهاست

آخر نظر لطف به احوال جهان کن

زان رو که تو را بر دل این بنده نظرهاست

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

شاعر در این شعر به عشق و longing (درد ناشی از عشق) اشاره می‌کند. او از محبوبش می‌خواهد که لحظه‌ای به او نظر کند و غم‌های دلش را ببیند. او حس محبت و آرزوی وصال را به صورت درختانی که در دلش رشد کرده‌اند، توصیف می‌کند و از جان‌گداز بودن این احساسات سخن می‌گوید. شاعر همچنین به دعا و رحمت خداوند اشاره می‌کند و از او می‌خواهد که به وضعیت دنیا توجه کند و لطف خود را به بندگانش نثار کند. در کل، شعر نشان‌دهنده تألم و امید به عشق و رحمت الهی است.