نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۰۷۰ جهان ملک خاتون

جهان ملک خاتون / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)

شبت خوش باد همچون روز خرّم

چو حال من مبادت کار در هم

ز دست غم به جان آمد دل من

مبادا غم کسی را یار و همدم

الا ای خوش نسیم صبحگاهی

تویی مر عاشقان را یار و محرم

بگو با آن نگار سست پیمان

چرا پشت دلم را کرده‌ای خم

دمی خوش نگذرد بر ما ز هجران

ز بالایت بلا بینیم هر دم

به سوی ما خرام ای سرو آزاد

مبادا از سر ما سایه‌ات کم

چرا از وصل خود شادم نداری

که بگرفتم ملال از صحبت غم

مرنجانم به هجرانت از این بیش

ز وصل خود مرا بنواز یک دم

بهار آمد بیا و تازه دل باش

جهان از باد نوروزیست خرّم

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به آرزوی شب خوش و روزی خرم اشاره دارد و از غم و اندوهی که بر دلش سایه افکنده، سخن می‌گوید. او نسیم صبحگاهی را یار عاشقان می‌داند و از معشوق خود می‌خواهد که به او توجه کند و از غم هجران بکاهد. شاعر از معشوق می‌خواهد که به سوی او بیاید و او را از رنج دوری نجات دهد. همچنین خواستار وصل و نزدیکی به معشوق است و از او می‌خواهد که در روزهای بهاری که پر از شادابی است، دلش را شاد کند.