نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۰۷۳ جهان ملک خاتون

جهان ملک خاتون / غزلیات / وزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه)

چو لاله پر از خون دل خسته‌ایم

چو سوسن به پیشت کمر بسته‌ایم

دو دیده چو نرگس گشاده مدام

بنفشه صفت پیش تو دسته‌ایم

چو گل با رخت شاد و خندان چو صبح

چو غنچه به هجران دهن بسته‌ایم

چو خال رخ دوست سودازده

چو زلفت نگارا دل اشکسته‌ایم

جدا از خور و خواب و دیده به راه

بتا ما به ابروت پیوسته‌ایم

تو تا همچو سرو از برم خاستی

به خاک ره ای دوست بنشسته‌ایم

جهان زان نمی‌یابد از غم خلاص

که خار جفایت به دل خسته‌ایم

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به توصیف احساسات عمیق عاشقانه می‌پردازد. شاعر از حالت‌هایی نظیر خون دل خسته، شادابی گل‌ها و غم دوری سخن می‌گوید. او از چشمان اشک‌بارش و انتظار بی‌پایانش برای معشوق می‌گوید و بیان می‌کند که این عشق و دلتنگی، او را از خواب و خوراک بازداشته است. همچنین به صورت استعاری حالت‌های مختلف گیاهان را با احساسات خود مرتبط می‌کند و به وجود خارهای غم‌انگیز در دل اشاره می‌کند که زندگی را برای او سخت کرده است. در نهایت، شاعر به عمق عشق و تعلق خود به معشوق اشاره می‌کند و نشان می‌دهد که همیشه به یاد اوست.