شمارهٔ ۱۰۸ جهان ملک خاتون
جهان ملک خاتون / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
هر زمان بار جهان بر دل ما بیشتر است
وز سر تیغ فلک خاطر ما ریشتر است
گرچه دارم دل ریشی ز جفاهای فلک
هم رسد بر دلم آنجا که سری نیشتر است
با رقیب ارچه تواضع کنم و دل گرمی
دم به دم با من بیچاره بداندیشتر است
گرگ ناکام فلک گر فتد اندر رمهای
ببرد میش کسی کز همه درویشتر است
هر که سر باخت به عشق رخ جانان به جهان
دادم انصاف که از ما قدمی پیشتر است
گرچه کمتر بودت مهر من ای دوست به دل
هوس وصل تو اندر دل ما بیشتر است
چون وفا در دل خویشان جفاپیشه نماند
عجب آنست که بیگانه کنون خویشتر است
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به احساسات سنگین و دشواریهایی که زندگی بر دوش او میگذارد، اشاره میکند. او از رنجهای ناشی از جفاهای دنیا و به ویژه بیوفایی نزدیکان سخن میگوید. با وجود این رنجها، عشق و هوس وصال محبوب در دل او بیشتر از هر چیز است. شاعر بیان میکند که حتی اگر محبت طرف مقابل کمتر باشد، اشتیاق او برای وصال بیشتر است. همچنین انتقاد میکند از کسانی که در مواقع سختی وفادار نمیمانند و نشان میدهد که بیگانگان ممکن است به او نزدیکتر احساس شوند. در نهایت، شاعر به این نتیجه میرسد که عشق و رنج عمیقتری از مادیات و وابستگیهای سطحی دارد.