شمارهٔ ۱۰۹۳ جهان ملک خاتون
جهان ملک خاتون / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
دلا تا کی به درد او بسازیم
چو زر در بوتهٔ هجرش گدازیم
خیالش دایماً مهمان دل شد
بیا تا برگ مهمانی بسازیم
سهی سروا مکن زین بیشتر ناز
که پیش قد و بالایت بنازیم
نیاز ما به روی تست جانا
وگرنه از دو عالم بی نیازیم
میان انجمن در بوستانها
به یاد قامتت ما سرفرازیم
چو بلبل با رخ گل رنگ بازم
بیا ای دل که تا عشقی ببازیم
هوای کوی عشقت گر بلندست
به چرخ وصل تو چون شاهبازیم
به یکباره مشوی از کار ما دست
که تا جان و جهان در پات بازیم
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به بیان احساس عشق و longing شاعر نسبت به معشوق میپردازد. شاعر از درد و جدایی ناشی از فراق صحبت میکند و به خاطر یاد معشوق تحمل میکند. او دعوت به عشق و صمیمیت میکند و میگوید که زندگیاش تنها به خاطر روی معشوق ارزش دارد. شاعر همچنین از زیبایی معشوق و تاثیر او بر زندگی خود سخن میگوید و در نهایت از او میخواهد که عشق را در آغوش بگیرد و با هم لحظاتی شاد و عاشقانه را تجربه کنند.