نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۱۰۴ جهان ملک خاتون

جهان ملک خاتون / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

دل را به بوی وصل تو دادیم و می‌رویم

داغ غمت به سینه نهادیم و می‌رویم

دل در شکنج زلف تو بستیم و در غمت

خون دل از دو دیده گشادیم و می‌رویم

گر در غم فراق تو جان می‌رسد به لب

ما بر امید وصل تو شادیم و می‌رویم

آبی بر آتش دل ما زن که در غمش

بر خاک راه دوست چو بادیم و می‌رویم

آبی بر آتش دل ما زن که در غمش

بر خاک راه دوست چو خاکیم و می‌رویم

تا صیت عشق روی تو در عالم اوفتاد

جان و جهان به یاد تو دادیم و می‌رویم

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

شاعر در این شعر به عشق و وفاداری خود به معشوق اشاره می‌کند. او دل خود را به خاطر پیوند با معشوق به درد و رنج فراق سپرده و با وجود غم و اندوه، همچنان به مسیر خود ادامه می‌دهد. این عشق و زیستن با یاد معشوق سبب شده که او حتی در سختی‌ها و مشکلات، به امید وصالی دوباره خوشحال باشد. شاعر به شدت تحت تأثیر عشق معشوق قرار دارد و برای او جان و جهان خود را فدای آن می‌کند.