شمارهٔ ۱۱۰۹ جهان ملک خاتون
جهان ملک خاتون / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
بهار آمد بیا تا خوش برآییم
ز دیگر عاشقان ما بر سر آییم
گل رویت یکی، بلبل فراوان
دو بلبل بر گلی خوشتر سراییم
گل رویت چو پوشد زلف مشکین
به شب نالیم و روز دیگر آییم
اگر راهم نباشد در گلستان
به عشق گل زمانی دیگر آییم
دلا صبری نما در بردباری
مگر با روز هجرانش برآییم
بگفتا من چو سرو آزاد گشتم
نگویی ما چگونه در بر آییم
نگنجد قامتم در بیت احزان
بگو ما چون شبی از در درآییم
چو از شیرین ندارم هیچ خطّی
ضرورت را به تنگ شکر آییم
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
شاعر در این شعر به استقبال بهار میرود و از معشوق دعوت میکند تا با هم در شادی بهار شریک شوند. او به زیبایی گلها و بلبلان اشاره میکند و از عشق و دلتنگی صحبت میکند. همچنین به صبر و تحمل در دوران جدایی اشاره میکند و خواستار ملاقات دوباره با معشوقش است. شاعر از احساسات عمیق خود نسبت به عشق و جدایی میگوید و به زیبایی و خوشیهای بهار اشاره میکند.