نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۱۲۸ جهان ملک خاتون

جهان ملک خاتون / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)

چون جهانی را تویی روح و روان

رحمتی کن بر دل این ناتوان

سروِ جانی در سرابستان دل

سر مکش یکبارگی از دوستان

چون قد رعنایت ای زیبا نگار

من ندیدم سروی اندر بوستان

سر به پایت می‌نهم چون آب و تو

سرکشی از ما چرا سرو روان

از چه رو ای نور چشمم در فراق

کرده‌ای خون دل از چشمم روان

ما همه روزی ز روی اعتقاد

بنده مهر تو می‌گردم ز جان

دلبرا امروز ما را خوش بدار

کاعتمادی نیست بر کار جهان

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر درباره‌ی دلبستگی و عشق به معشوق است. شاعر از او می‌خواهد که بر دل ناتوانش رحمت کند و از عشقش تجلیل می‌کند. او معشوق را به سرو تشبیه می‌کند و از دوری‌اش رنج می‌کشد. شاعر ابراز می‌کند که برای معشوقش نهایت وفاداری و بندگی را دارد و از او می‌خواهد که امروز کمی به افکار و احساساتش توجه کند، زیرا به دنیای مادی اعتماد ندارد و فقط به عشق او دل بسته است.