شمارهٔ ۱۱۴۶ جهان ملک خاتون
جهان ملک خاتون / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
باد نوروزی برآمد خیمه بر گلزار زن
دست دل در بوستان در دامن دلدار زن
بوی خیری و بنفشه میدهد در بوستان
بلبل شوریده بر گل نالههای زار زن
باغبانا گوش دل بر عندلیب عشق کن
گل رسید اینک به بستان آتش اندر خار زن
یار باز آمد علی رغم حسود تنگ دل
مطرب مجلس بیا و طعنه بر اغیار زن
ای صبا چون میروی با یار قلاّشم بگو
حلقهٔ شوقی بیا و بر در خمّار زن
بخت ما را مینوازد حالیا از وصل دوست
با رقیب من بگو رو سر بر آن دیوار زن
گر دلم را غیر نام دوست آید بر زبان
همچو منصورش بگیر و زندهاش بر دار زن
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به توصیف زیباییهای بهار و عشق میپردازد. شاعر از باد نوروزی و بوی خوش گلها سخن میگوید و به وصف احساسات عاشقانهاش میپردازد. با بازگشت یار، شوری در دلش ایجاد میشود و او از معشوقه و زیباییهای طبیعت صحبت میکند. شاعر از نقش محبت و دوستی در زندگیاش میگوید و بر اهمیت عشق تأکید میکند. در نهایت، نسبت به معشوق خود، نسبت به چالشها و حسادتها ابراز نظر میکند و بر وفاداری به نام محبوبش تأکید دارد.