شمارهٔ ۱۱۵۱ جهان ملک خاتون
جهان ملک خاتون / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
ز لطفت یک نظر در حال ما کن
ز وصلت درد دوری را دوا کن
جفا تا کی کنی بر من نگارا
به رغم دشمنان روزی وفا کن
بیا بنشین زمانی بر دو چشمم
به جان تو که ترک ماجرا کن
از آن لعل لب شیرین چون قند
امید ناامیدی را روا کن
نگویی تا به کی بیگانه باشی
مرا با خود زمانی آشنا کن
تو سلطان جهانبانی خدا را
ز لطفت یک نظر سوی گدا کن
نوای ما سر کوی غمت گشت
بیا و رحمتی بر بی نوا کن
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر دعایی است به محبوب با خواهشی از او برای نگاهی و کمی توجه. شاعر از محبوب میخواهد که با نگاهی به حال او، درد دوری را برطرف کند و از جفاهایش دست بردارد. او به محبوب وعده میدهد که برای مدتی در کنار چشمانش بنشیند و از لبهای شیرینش، امید و شادی به او ببخشد. شاعر از محبوب میخواهد که بیتوجهی را کنار بگذارد و او را به آشنایی دعوت کند، زیرا او را همچون سلطان و معشوق میداند. در پایان، شاعر نجوای خود را به گوش محبوب میرساند و درخواست رحمتی برای خود میکند.