نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۱۶۱ جهان ملک خاتون

جهان ملک خاتون / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)

این خراب آباد دل معمور کن

ماتم هجران به وصلت سور کن

جرعه‌ای لعلش بنوش و مست شو

همچو نرگس چشم خود مخمور کن

پشت کن بر گفت و گوی مدعی

روی بر روی بت منظور کن

صورت اخلاص من پوشیده نیست

چشم بد یارب ز حسنش دور کن

همچو لاله دل بسوز و روی دل

چون گل زرد از غمش رنجور کن

ای عزیز من که گفتت بنده را

دایماً از وصل خود مهجور کن

گر به دارت می‌زند زان دم مزن

چشم دل بر حالت منصور کن

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به عاشق و درد دوری او از معشوقش می‌پردازد. شاعر می‌خواهد دل و جان خود را با عشق معشوق پر کند و از غم جدایی رهایی یابد. وی از معشوق می‌خواهد که به او توجه کند و زیبایی‌اش را از چشم بد دور نگه دارد. شعر به احساسات عمیق عاشقانه، اشتیاق و درد فراق معشوق اشاره دارد و در نهایت به این نکته می‌پردازد که حتی در سختی‌ها باید به زیبایی‌های عشق ایمان داشت.