شمارهٔ ۱۱۶۵ جهان ملک خاتون
جهان ملک خاتون / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
ای سرو سهی قد به سوی ما گذری کن
بر حال دل سوختگانت نظری کن
ای باد صبا ما ز غمت بی خبرانیم
از حال دل بی خبرانش خبری کن
ای آه غم آلوده که در سینهٔ مایی
اندر دل سنگین نگارم اثری کن
ای غم تو به ویرانهٔ این دل چه نشستی
آتشکده گشتهست از آنجا سفری کن
ای دوست تو را عاشق و دلداده بسی هست
از بهر خدا جور و ستم با دگری کن
ای بیخ وفا در دل تنگم چه برُستی
از میوه وصل بت مهرو ثمری کن
ای گلبن امید دل و جان جهانی
در باغ دل خسته ما بار و بری کن
ای دوست دل ار میدهدت بر قد آن یار
از روی ارادت به میانش کمری کن
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر ناله و درد دل عاشقی را بیان میکند که به محبوب خود میگوید. شاعر از سرو سهی (یعنی معشوق زیبا) میخواهد که نگاهی به حال دل سوختهاش بیندازد و به او کمک کند. او همچنین از باد صبا میخواهد پیامش را به بیخبرانی که در غم او هستند برساند. غم و آه او در دل سنگین محبوب اثر بگذارد و او از ویرانی دلش نجاتش دهد. شاعر از دوستش میخواهد که در برابر جفای دیگران از او حمایت کند و درهای وصال را به روی او بگشاید. در نهایت، او از محبوب میخواهد که با محبت و وفای خود همتای دلش باشد و امید را در دل خستهاش زنده کند.