نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۱۹ جهان ملک خاتون

جهان ملک خاتون / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)

به تابستان خوشی در ماهتابست

که در عکس رخش در ماه تابست

به بستان نرگس مخمور در صبح

ز چشم سرخوشت مست و خرابست

نه مستست و نه مخمور و نه هوشیار

ز بوی عشق تو در عین خوابست

نمی‌تابد به عالم روی خورشید

مگر زآن رو که ماهم در نقابست

چرا ابروی شوخ دوست با ما

چنین پیوسته در عین عتابست

دوا جستم ز لعلش بی تکلّف

طبیب درد من تلخش جوابست

بگفتا صبر می‌باید به کارت

دو چشمم از صبوری چون سرابست

جهان را نیست باری رنگ و بویی

که ذوق عیش در عهد شبابست

نمی‌دانم ز درد عشق باری

جهان را جان و دل یکسر کبابست

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به زیبایی‌ها و خوشی‌های تابستان و عشق اشاره می‌کند. او احساساتش را در مواجهه با معشوقش توصیف می‌کند و به حالتی بین مستی و هوشیاری اشاره دارد که ناشی از بوی عشق است. در عین حال، ابروی معشوقش را که باعث عتاب و تنش شده، توصیف می‌کند. شاعر از درد عشقش می‌گوید و به ناچاری صبر کند، و در نهایت به این نتیجه می‌رسد که زندگی و لذت‌ها در جوانی بی‌نظیر هستند، اما عشق درد و رنج نیز به همراه دارد.