شمارهٔ ۱۱۹۸ جهان ملک خاتون
جهان ملک خاتون / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
صبا باز آ که درمان دارم از تو
به دردم منّت جان دارم از تو
طبیب من تویی مشکل توانم
که درد خویش پنهان دارم از تو
بیا و بوی زلفینش بیاور
بگو اشکی چو باران دارم از تو
نگویی تا به کی ای بی وفا یار
دو چشم بخت گریان دارم از تو
بسی مشکل که در راهم نهادی
من بیچاره آسان دارم از تو
بده کام دلم از وصل ورنه
به هر کویی من افغان دارم از تو
نشد خالی ز من خیل خیالت
درون دیده مهمان دارم از تو
گهر از دیده و دینارم از رخ
به هجران نیک ارزان دارم از تو
اگر جور جهان آید به رویم
نگردم زان که پیمان دارم از تو
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر از محبوب خود دعوت میکند که دوباره به سوی او بازگردد، زیرا او به شدت دلتنگ و آسیبدیده است. شاعر از درد و مشکلات خود سخن میگوید و این مشکلات را به محبوب نسبت میدهد. او به زیبایی محبوب اشاره میکند و نمیتواند احساسات و اشکهایش را پنهان کند. شاعر همچنین به وفاداری خود به محبوب تأکید میکند و میگوید حتی اگر جهان بر او سخت بگذارد، از عشق خود دست نمیکشد. در کل، این شعر تجلی عمیقی از عشق و longing (دلتنگی) است.