نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۱۹۹ جهان ملک خاتون

جهان ملک خاتون / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)

نگارینا دل پر دردم از تو

سرشک سرخ و روی زردم از تو

مرا خون دل اندر دامن جان

بود ای نور دیده هر دم از تو

ز حد بگذشت در دم تا تو دانی

که تسکینی بود بر دردم از تو

ندارم بی تو خواب و خورد یارا

بیا چون هست خواب و خَوردم از تو

به سر گردم چو پرگار از غم ای یار

بسی بر دل نشیند گردم از تو

تویی با خرّمی با دیگری جفت

من بیچاره دایم فردم از تو

منم همچون قلم در اشتیاقت

به سر گرد جهان می‌گردم از تو

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

شاعر در این شعر از دل‌تنگی و دردهایش به خاطر عشق صحبت می‌کند. او به معشوقه‌اش می‌گوید که چقدر بی‌قرار و غمگین است و هیچ آرامش و خواب و خوراکی ندارد. او خود را همچون پرگاری می‌بیند که مدام در دور خود می‌چرخد و تنها به یاد معشوقش زندگی می‌کند. او همچنین بیان می‌کند که هرچند معشوق با کس دیگری است، اما او هنوز به شدت به او وابسته است و به یادش می‌افتد. به طور کلی، شعر نشان‌دهنده عمق عشق و اندوه ناشی از فراق است.