نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۲۰۰ جهان ملک خاتون

جهان ملک خاتون / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

ای به ناکام دلم خسته و مهجور از تو

کشتهٔ تیر فراقت شده و دور از تو

از شفاخاهٔ وصلت دل من جست دوا

منتظر چند نشینم من رنجور از تو

جرعه‌ای از قدح وصل به مهجوران ده

تشنه لب چند بمانم من مهجور از تو

گرچه از چشم بینداخته‌ای چشم مرا

به دو چشمت که بود چشم مرا نور از تو

آنکه مشهور جهان بود به نیکونامی

در جهان گشت به بدنامی مشهور از تو

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر بیانگر غم و دوری عاشق از معشوق است. شاعر از احساس درد و رنجی که به سبب جدایی و فراق معشوق به او دست داده، سخن می‌گوید. او به شدت تشنه وصال معشوق است و از وضعیت نابه‌سامان خود در فراق او شکایت می‌کند. شاعر با اشاره به سابقه نیکویی معشوق، به بدنامی خود در جهان اشاره می‌کند و ابراز امیدواری می‌کند که روزی دوباره به وصال او برسد.