نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۲۰۷ جهان ملک خاتون

جهان ملک خاتون / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)

ای دلم در لعل شکّرخای تو

جسته جان در قامت و بالای تو

هیچ سروی نیست مانند قدت

من بچینم درد سر تا پای تو

روح بفزاید دگر بار ار زنم

بوسه‌ای بر لعل روح افزای تو

همچو چشمت جان من مدهوش و مست

همچو زلفت دل شده شیدای تو

یک زمان این بنده را در خاطرت

بگذران تا بگذرم از رای تو

غمزه‌ات دلدوز و بس عاشق کش است

زان سر زلفین ماراَفسای تو

ای عزیز من ندیده هیچکس

در جهان چون ترکش شهلای تو

گل به بستان گر بود با رنگ و بوی

کی بود چون چهره زیبای تو

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر درباره عشق و زیبایی معشوق است. شاعر با وصف زیبایی‌های معشوق از جمله قد و قامت او و تاثیر آن بر خود، احساسات عمیق و مستی را که از عشق به او تجربه می‌کند، بیان می‌کند. او به غمزه‌ها و زلف‌های معشوق اشاره می‌کند و آرزو می‌کند که در خاطره او بماند. در نهایت، شاعر زیبایی معشوق را با گل‌های باغ مقایسه می‌کند و به این نتیجه می‌رسد که هیچ چیز در جهان نمی‌تواند با زیبایی چهره‌ی معشوقش برابر باشد.