نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۲۵ جهان ملک خاتون

جهان ملک خاتون / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)

سالها تا در سرم سودای تست

عمرها تا در دلم غوغای تست

در سرم باریست از عشقت مدام

این تن خاکیم خاک پای تست

با طبیبم گو که درمان دلم

از عقیق لعل روح افزای تست

این گل خوش بوی رنگش در چمن

شرمسار از چهرهٔ زیبای تست

راست گویم سرو ناز بوستان

بس خجل از قامت رعنای تست

هر بلایی کاو بیامد در جهان

بر دل مسکینم از بالای تست

طوطی ار باشد سخنگوی فصیح

بندهٔ آن لعل شکّرخای تست

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به تعبیر عشق و علاقه عمیق و جاودان شاعر به معشوق اشاره دارد. شاعر از سال‌ها آرزو و اشتیاق برای نزدیکی به معشوق سخن می‌گوید و بیان می‌کند که زندگی‌اش با عشق معشوق پر شده است. او جسم خود را خاک پای معشوق می‌داند و برای درمان درد دلش، معشوق را می‌طلبد. همچنین، او زیبایی معشوق را ستایش می‌کند و می‌گوید که در مقایسه با زیبایی او، هر چیزی دیگر شرمنده است. شاعر در نهایت، خود را بنده عشق معشوق می‌داند که همچون طوطی، در بیان احساساتش ناتوان است.