نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۲۶ جهان ملک خاتون

جهان ملک خاتون / غزلیات / وزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه)

میان دو دیده مرا جای تست

درون دل خسته مأوای تست

من خسته با عشق دارم سری

از آن سر همه پر ز سودای تست

همه شب به زاری زارم ز هجر

همه روز در شهر غوغای تست

مرا بر شب وصلت ار دست نیست

سری دارم ای دوست در پای تست

اگر جان ستانی وگر دل دهی

چه یارا مرا رای من رای تست

به بستان جان ای بت گلعذار

چه سروی بود کاو به بالای تست

ضرورت کشم جور کاندر جهان

نبینم کسی را که همتای تست

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر بیانگر عشق و longing (دلتنگی) شاعر است. او از درد و خستگی ناشی از دوری معشوق صحبت می‌کند و در دلش جای او را دارد. شاعر برای معشوقش در تمام شب‌ها بی‌قراری می‌کند و در روزها به یاد او در شهر غوغا می‌کند. او می‌گوید که اگر نتواند شب وصال را تجربه کند، هنوز عشقش به معشوق پابرجاست. در نهایت، شاعر به زیبایی و بی‌همتایی معشوق اشاره می‌کند و می‌گوید که در این جهان، کسی را همتای او نمی‌بیند.