نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۲۶۵ جهان ملک خاتون

جهان ملک خاتون / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

تا که مُهر مهرم از دُرج وفا برداشتی

بی خطایی از چه رو راه خطا برداشتی

ای بت سیمین‌بر نامهربان سنگ دل

شرم بادت بی گناهی دل ز ما برداشتی

نارسیده از گلستان رخت بویی به ما

از چه معنی خنجر خار جفا برداشتی

ای دل آشفتهٔ شیدای سرگردان بگو

کز میان مهربانان خود که را برداشتی

آنکه از جان و جهانت در طلب سرگشته بود

چون تو را گشته‌ست از او خاطر چرا برداشتی

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به بیان احساسات عاشقانه و دردهای ناشی از جدایی می‌پردازد. شاعر از معشوق خود می‌پرسد که چرا به او وفا نکرد و راه خطا را انتخاب کرده است. او به زیبایی معشوق اشاره می‌کند و از احساسات رنج‌آور ناشی از بی‌وفایی او می‌گوید. شاعر همچنین از دل آشفته‌اش می‌خواهد توضیح دهد که چرا از میان دوستان خوب و مهربان خود، یکی را برگزیده و دیگران را رها کرده است. در انتها، او به حالت سرگشتگی خود در جستجوی عشق اشاره می‌کند و از معشوق می‌پرسد که چه چیزی باعث شده تا این گونه بی‌توجهی کند.