نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۲۷۸ جهان ملک خاتون

جهان ملک خاتون / غزلیات / وزن: مفعول مفاعلن مفاعیلن (هزج مسدس اخرب مقبوض)

گهی بزم طرب را ساختندی

گهی نرد هوس را باختندی

به خلوتگاه خاص و مجلس انس

همی جام طرب پرداختندی

کُمیت و خنگِ فرصت را به شادی

به میدان سعادت تاختندی

به میدان شجاعت گوی دولت

به چوگان ارادت باختندی

به مردی روز جنگ از فرق جمشید

کلاه خسروی انداختندی

به گاه بار دادن عالمی را

بزرگ از خردشان نشناختندی

کو آن گردنگشان ای بخت وارون

که گردون بر فلک افراختندی

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

شاعر در این ابیات به توصیف لحظات شادی و بازی‌های زندگی می‌پردازد. او از بزم و شادی‌های گاه و بی‌گاه یاد می‌کند، همچنین به تنوع احساسات انسانی اشاره دارد که در مواقع مختلف از جمله خوشی و شجاعت بروز می‌کند. در میدان زندگی، افراد به تلاش و کوشش مشغولند و در تقابل با مشکلات به پیروزی می‌رسند. شاعر همچنین بر این نکته تاکید می‌کند که در جهان شگفتی‌ها، نیکان و بزرگ‌ترها همیشه شناخته نمی‌شوند و سرنوشت گاهی بر وفق مراد نیست. او به دقت به یاد می‌آورد که چگونه برخی افراد در اوج بزرگی خود به فراموشی سپرده می‌شوند.