نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۲۸۹ جهان ملک خاتون

جهان ملک خاتون / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)

بگو تا کی دلم را تنگ داری

جهانی را تو با نیرنگ داری

نداری رحمتی بر حال زارم

دلی بس سخت همچون سنگ داری

مرا صلحست با روی تو جانا

چرا دایم تو با ما جنگ داری

نگارینا چرا در عشقبازی

ز نام عاشقانت ننگ داری

به جان ورزم وفایت را ولی تو

همیشه بر جفا آهنگ داری

اثر در آهت ای دل نیست باری

که بر آئینهٔ جان زنگ داری

به گل گفتم ز روی خوب یارم

به خوش بویی تو بوی و رنگ داری

بگفت ای بلبل مست جهانگیر

که در عشق رُخَش آهنگ داری

مرا خار جفا بر جای جانست

تویی کان گلستان در چنگ داری

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به احساس درد و ناامیدی شاعر اشاره دارد که در عشق و رابطه‌اش با معشوق گرفتار شده است. شاعر از دل تنگی خود و نیرنگ‌های معشوق می‌گوید و از نبود رحمت و محبت از سوی او شکایت می‌کند. او به معشوق می‌نوشته می‌کند که در این عشق نه تنها آرامش نمی‌یابد، بلکه هر لحظه در حال جنگ و جدال است. شاعر همچنین از جفا و بی‌رحمی معشوق گلایه دارد و می‌گوید که عشق او برایش همچون خاری دردآور است، در حالی که معشوق خود را در زینت و زیبایی توصیف می‌کند. در نهایت، این شعر تصویری از عشق پر درد و درگیری‌های عاطفی را به نمایش می‌گذارد.