نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۳۰۰ جهان ملک خاتون

جهان ملک خاتون / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)

دلا تا کی چنین در زیر باری

سبکباری مجوی ار مرد کاری

به بند حرص تا کی بسته باشی

چرا سرگشته همچون روزگاری

مخور غم بیش ازین بر کار عالم

مبر زین بیش از کس بردباری

نگویی این همه خواری و بیداد

ز روبه کی کشد شیر شکاری

عزیز بس کسی بودم کنون دل

ز دستت می‌کشم بس جور و زاری

تو را من بنده‌ام ای سرو آزاد

اگرچه میل وصل ما نداری

بحمدالله نگارینا که دیگر

جهان خرّم شد از باد بهاری

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

شاعر در این شعر به زندگی انسان‌ها و بار سنگین نگرانی‌ها و مشکلات اشاره دارد و از آن‌ها می‌خواهد که کمتر به وزن این بار سنگین توجه کنند و در کار و زندگی خود سبک‌سرانه عمل کنند. او از بند حرص و طمع رنج می‌برد و از سرگشتگی و بلاتکلیفی دیگران نگران است. شاعر تأکید می‌کند که نباید غم و درد بیشتری از آنچه که هست بر دوش کشید و از این وضعیت ناراحت‌کننده ابراز نارضایتی می‌کند. او به معشوقش می‌گوید که با وجود مشکلات، او هنوز به او وابسته است و در نهایت از بهار و خوشی‌هایی که در جهان به وجود آمده، قدردانی می‌کند.