شمارهٔ ۱۳۱۶ جهان ملک خاتون
جهان ملک خاتون / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
تو تا کی با من مسکین نسازی
به زاری در غم هجرم گدازی
من از غم گر نسوزم پس چه سازم
تو با من گر نسازی با که سازی
نیاز من نمیدانی که چندست
که از من وز چو من صد بی نیازی
نیابی در جهان چندانکه جویی
چو من ثابت قدم در عشقبازی
ز چنگ محنتم بستان و بنواز
به رغم دشمنم گر مینوازی
به بستان سر فرازد سرو با وی
ترا زیبد نگارا سرفرازی
الا ای سرو ناز بوستانی
سزد گر پیش بالایش بنازی
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر از معشوق خود درخواست میکند که به او توجه بیشتری داشته باشد و از غم دوریاش رنج میبرد. او تأکید میکند که اگر او در عشق ثابت قدم نباشد، هیچ چیز دیگری نمیتواند جایگزین آن شود. شاعر از معشوق میخواهد تا او را نوازش کند و به او محبت کند، حتی اگر دشمنان بر او سخت بگیرند. در نهایت، او به زیبایی معشوق و اهمیت او در زندگیاش اشاره میکند و ضمن ستایش او، از او میخواهد که بیشتر به او توجه کند.