نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۳۲۱ - اندوه از تیره‌روزی‌ها جهان ملک خاتون

جهان ملک خاتون / غزلیات / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

چرا به کار من ناتوان نپردازی

نظر به حال اسیران خود نیندازی

ز مرتبت چو سراپرده بر فلک زده‌ای

به زیر خرگه دولت همی طرب سازی

چو کرد بانوی ایران تو را فلک ناگاه

سزد به تاج و به تخت ار کنی سرافرازی

به شکر آنکه به میدان کامرانی و ناز

فراز زین مرصّع کُمِیْت می‌تازی

به پنج‌روزه فریب جهان مشو مغرور

که دور چرخ بسی کرده است این بازی

ز خان و مان و ز جان و جهان برآمده‌ام

به دور دولت سلطان محمّد غازی

تو چند غصّه کار جهان خوری آخر

ز آتش غم دوران چو موم بگدازی

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به یک فرد ناتوان و غمگین اشاره می‌کند که به وضعیت خود و دیگران توجهی ندارد. شاعر به او یادآوری می‌کند که با وجود مقام بلندش، باید به حال اسیران خود فکر کند و به خوشی‌های دنیوی مغرور نشود. همچنین تأکید می‌کند که زندگی کوتاه و فریبنده است و نباید در چنگ غم و اندوه ماند. شاعر از سختی‌های زندگی و غم‌هایش سخن می‌گوید و به او توصیه می‌کند که به جای غصه خوردن، بر مشکلات فائق آید و از زندگی لذت ببرد.