شمارهٔ ۱۳۳۱ جهان ملک خاتون
جهان ملک خاتون / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
چرا جانا به دردم شاد باشی
چرا راضی بدین بیداد باشی
نگارا چون ز جانت بنده گشتم
چو سرو از ما چرا آزاد باشی
بنفشهوار در پایت فتادم
که تا در باغ چون شمشاد باشی
دلا تا کی ز جور آن ستمگر
چنین با ناله و فریاد باشی
به هر عمری گرَم یادم نیاری
مرا همچون نفس در یاد باشی
به دل گفتم رَسَم در دوست گفتا
کجا در وی رسی گر باد باشی
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به محبوبش میگوید که چرا به درد و رنج او اهمیت نمیدهد و چرا بیتفاوت و آزاد زندگی میکند در حالی که او به شدت به او وابسته است. او از محبوب میخواهد که تا کی باید اینگونه در عذاب باشد و یاد او را فراموش کند. شاعر با حسرت به عشق خود اشاره میکند و میپرسد که چگونه میتواند به یاد او بماند در حالی که محبوب هیچ توجهی به او ندارد. در نهایت، شاعر به این نکته میرسد که رابطه عشق مانند بادی است که نمیتوان آن را کنترل کرد و باید در مورد آن تامل کند.