نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۳۳۳ جهان ملک خاتون

جهان ملک خاتون / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)

دلا تا کی چنین سرگشته باشی

به تیغ روز هجران خسته باشی

ز بار هجر آن دلدار تا کی

چو زلف دلبران بشکسته باشی

سرانگشتان دلبند تو تا کی

به خون ناتوانان رشته باشی

به تخم بی وفایی خاطرت را

چرا ای نور دیده کشته باشی

سراسر سینهٔ مجروح ما را

ز خوناب جگر آغشته باشی

ولی چون من هزارت بنده دایم

به قید آورده بازش هشته باشی

دلا در سوزن وصلش نگنجی

اگر در هجر او چون رشته باشی

نگویی تا به کی ای دل خدا را

ز عشقش در جهان سرگشته باشی

خدا داند که تو تا چند عاشق

به خون دل ز هجران کشته باشی

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر از غم و درد ناشی از جدایی و هجرت صحبت می‌کند. شاعر از دل‌باخته‌ای سخن می‌گوید که به خاطر دوری از معشوق، در رنج و عذاب است. او از دلا تا کی سرگشته بودن، خسته بودن از جدایی و تأثیر منفی هجران بر دل و جانش می‌گوید. شاعر به شدت احساس ناخوشایندی را که در اثر بی‌وفایی و جدایی معشوق به او دست داده، توصیف می‌کند و از شرایط سختی که عاشقان به خاطر عشق و جدایی متحمل می‌شوند، سخن می‌گوید. در نهایت، او از دل خود می‌خواهد که به این درد ادامه ندهد و از عشقش رنج نکشد.