شمارهٔ ۱۳۴۵ جهان ملک خاتون
جهان ملک خاتون / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
الا ای سرو ناز بوستانی
به غایت دلفریب و دلستانی
جهان بادت به کام ای سرو آزاد
که تو آرایش این گلستانی
به روی گل بناز ای بلبل مست
که تو با عاشقان همداستانی
نگردانم سر از فرمان و رایت
گرم بوسی دهی ور جان ستانی
به میدان وفا در چرخت آرم
اگر خود رستم زابلستانی
مگر لطفی کنی ای دوست یک شب
ز دست هجر خویشم واستانی
ز دستان و فنش ای دل همیشه
ز بدنامی به عالم داستانی
جهانی بر در او بار دارند
چرا باری تو دور از آستانی
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر درباره زیبایی و جذابیت یک سرو در بوستان است که نماد آزادی و دلربایی است. شاعر به سرو میگوید که به دنیا خوشحال باشد و به او توصیه میکند که به روی گل بنازند. شاعر همچنین ابراز عواطف و محبت خود را به این سرو نشان میدهد و میگوید که عاشق اوست و حاضر است جانش را فدای او کند. او از دوستش میخواهد که یک شب هم که شده، در کنار او باشد تا از درد هجری که در دل دارد رهایی یابد. در نهایت، شاعر از عدم دسترسی به دوست و وفاداری او به دیگران شکایت میکند.