نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۳۵۱ جهان ملک خاتون

جهان ملک خاتون / غزلیات / وزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه)

دل من به دست آر اگر می‌توانی

که جز لطف تو کس ندارم تو دانی

ز درد غم عشق بس ناتوانم

به فریاد من رس اگر می‌توانی

نسیم صبا از من ناتوان [تو]

به گوش نگارم پیامی رسانی

بگویش ز من بیوفایی مکن

چه بد عهد یاری چه نامهربانی

جهان بنده‌ای شد ز درگاه تو

اگر جان ببخشی اگر دل ستانی

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

شاعر از معشوق می‌خواهد که دلش را به دست آورد و به او کمک کند، زیرا تنها او را دارد. او از درد عشق رنج می‌برد و به فریادش می‌رسد. از نسیم صبا می‌خواهد پیامی برای محبوبش بفرستد و از او بخواهد که بی‌وفایی نکند. شاعر می‌گوید جهان به خاطر معشوق او وام‌دار است و اگر معشوق بخواهد، می‌تواند جان او را بگیرد یا دلش را برنده شود.