نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۳۵۳ جهان ملک خاتون

جهان ملک خاتون / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)

فراموشت چرا شد مهربانی

مگر حال من بی دل ندانی

مرا چون دیده‌ای ای نور دیده

دلم را جانی و جانم روانی

تو را چون من فراوان بنده باشد

مرا چون تو نباشد کس تو دانی

چرا ای دلبر طناز باری

دلم را بردی و در قصد جانی

مرنجانم به هجران ای نگارین

به وصلم چاره‌ای می‌کن نهانی

به باغ جان نظر کردیم و دیدیم

به چشم ما تو چون سرو روانی

به هجرم گر برانی چاره‌ای نیست

به وصلم گر نوازی می‌توانی

منه بر خاطر ما بار هجران

چه باشد کز فراقم وارهانی

ز رویت تا جدا گشتم به ناکام

ندیدم در جهان من شادمانی

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به احساسات عمیق عاشقانه و درد فراق اشاره دارد. شاعر از معشوقش می‌خواهد که او را فراموش نکند و از حال دلش می‌گوید که به شدت تحت تأثیر جدایی قرار دارد. او بیان می‌کند که معشوقش برایش بسیار مهم است و بدون او حس شادی ندارد. شاعر به زیبایی معشوق و تأثیر او بر زندگی‌اش اشاره می‌کند و از او می‌خواهد که در آغوشش بگیرد و از دوری‌اش نرنجاند. در نهایت، او به بار سنگین فراق و تنهایی‌ای که تجربه می‌کند، اشاره می‌کند.