نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۳۷۱ جهان ملک خاتون

جهان ملک خاتون / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)

تا به کی جانا دلم پر خون کنی

وز میان دیده‌ام بیرون کنی

تا کی از بار فراقت دلبرا

پشت امّید مرا چون نون کنی

تا کی از هجر خود ای لیلی عهد

در غم عشق خودم مجنون کنی

در فراق روی خوبت تا به چند

جویبار دیده‌ام جیحون کنی

این دل پر درد بی درمان من

از غم هجران خود محزون کنی

کم کنی هر روز از ما دوستی

در جهان با دشمنان افزون کنی

ای دل مسکین بساز و دم مزن

ور نسازی با غم او چون کنی

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر با ناله و درد عاشقانه سروده شده و در آن شاعر از محبوبش می‌خواهد که دیگر او را عذاب ندهد و از فراق و دوری خود بپرهیزد. او به شدت تحت تأثیر جدایی محبوب است و از قهر و هجران او رنج می‌برد. شاعر به یاد معشوق دلبسته‌اش در غم و اندوه غوطه‌ور است و در نهایت به دل مسکین خود تفهیم می‌کند که باید با این غم کنار بیاید.