نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۳۸۲ جهان ملک خاتون

جهان ملک خاتون / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

ای صبا آخر چرا افتان و خیزان می‌روی

زود بشتاب ار به کاری سوی جانان می‌روی

حال یعقوب ستمکش پیش یوسف بازگوی

نیک می‌دانی تو حالم چون ز کنعان می‌روی

درد بی‌درمان ما را گر توانی هم به لطف

چاره‌ای کن چاره‌ای چون پیش درمان می‌روی

قصّهٔ سوز درون بلبل شوریده‌دل

لطف کن با گل بگو چون سوی بستان می‌روی

حالت حزن دل تنگم ز تو پوشیده نیست

یک به یک با او بگو کز بیت احزان می‌روی

با دل سرگشته‌ام گو تا به کی در کوی دوست

با دل پُر آتش و با چشم گریان می‌روی

صورت حال خرابی جهان را عرضه دار

چون به نزد مالک ملک سلیمان می‌روی

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر از نسیمی (صبا) می‌خواهد که به سمت معشوق (جانان) سریع‌تر برود و از دل‌تنگی‌های خود بگوید. او از وضعیت یعقوب و حال خود که در غم جدایی است می‌گوید و از صبا می‌خواهد که دردهایش را به گوش محبوب برساند. همچنین از بلبل می‌خواهد که داستان عشق و غم خود را به گل بگوید. شاعر از وضعیت نابسامان جهان و دردهایش در عشق و جدایی صحبت می‌کند و از صبا می‌خواهد تا این احساسات را به محبوب منتقل کند.